تبليغاتX
شب تاریک عشق نداشته مرد شکسته گل ندیده
دلم و دادم شنبه یازدهم اسفند 1386 17:50

نامه هات و خونده بودم چشم به راهت مونده بودم                   گفتي ديوونه نگير بهونه 

نه نه نه نه

 

سوختم و ساختم با خودم دلم و به هيچ كس ندادم عاشق هيچكي نشدم

 

گفتي ديوونه يادم ميمونه

 

اي بي وفا دلم و شكوندي        اي بي وفا با من نموندي

 

اي بي وفا دلم و سوزوندي       ولي با من نموندي

 

آخه منم يه آدمم عاشق چشماي توام

 

هر چي باشه تا آخرش به پاي چشمات ميمونم

 

هر چي به دل گفتم نشو عاشقش               به پاي اون مي افتي آخرش

 

ديگه براش گريه نكن                               هيچي بهش هديه

 

نكن                              فكر اونم ديگه نكن

 

اي بي وفا دلم و شكوندي        اي بيوفا با من نموندي

 

اي بي وفا دلم و سوزوندي       ولي با من نموندي

 

تو رو من ديده بودم نامه هات و خونده بودم چشم برات مونده بودم

 

گفتي ديوونه نگير بهونه            گفتي ديوونه يادم ميمونه

 

تو بي قرارم نبودي چشم انتظارم نبودي

 

ميومدي تو خواب من                              اما كنارم نبودي

 

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
جای تو همیشه تو قلبم میمونه شنبه یازدهم اسفند 1386 17:48

با ما كاش كه بودي و ميديدي                  ميديدي چقدر سخته زندگي بي تو

كاش كه نرفته بودي و ميشنيدي                ميشنيدي عاشقونه صداي من و

از اون روزي كه گذاشتي و رفتي             گل عشق تو باغچم پژمرده شد

ببين دوري دستاي من وتو                         قصه تلخ اين غصه ها شد

نشستم تو اتاق من تنهام                             واي گمشدم توي خواب رويا

ببين كاش كه بودي ميديدي                     واي واي واي واي

دلم تنگه                                   واي واي واي

دلم تنگه

جاي تو هميشه توي قلبه من      ميمونه

ببين دلم خاليه هنوز بوي عطر تو مونده تو خونه

آدم وقتي كه دلش گرفته هر روز زندگيم مثل زندونه

يادم مياد بهم مي گفتي واسه هميشه دوسم داري      اما كه رفتي و برنگشتي ديگه ما رو ياد نداري

واي ببين هنوزم تو خط روم ميبينم                             كاش كه ميدونستي

واي واي واي واي                                    دلم تنگه

جاي تو هميشه تو قلب من       ميمونه      الان۳ ماه ، كه تو رو نديدم

توي اين ۹۰ روز يه بارم نخنديدم              يه بارم نتونستم تو رو از ياد ببرم

هنوز كه هست توي شعرام اسمتو ميارم                     رفتي و نميبيني چقدر غمگين شدم

جون عزيزترين كسم به جون خودم                          واي هنوز بوي تن تو مونده روي تنم

كاش كه مي تونستم اسمتو از ياد ببرم

دلم شده خون توي آسمون ستاره ها رو مي شمرم ولي تو بودي دل و جون

ديگه شب و روز من منگه دله من تنگه                     دلم نمي خواد بشي واسه اون

مگه دوست نداشتم مگه نگفتم هر كاري كه كردي هواتو داشتم

بدون تو زندگي سخته دشمن ما وقته بودن تو بخته

عزيزم جاي خالي تو خونه خدا خودش مي دونه هر گوشه ي اين لونه ياد توام

دل من كه مثل خونه مگه زندگي زوره ديگه دستم ازت دوره

جاي تو هميشه تويه قلب من مي مونه

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
سربازی دوشنبه نوزدهم آذر 1386 21:37
با سلام به بچه ها در حال حاظر من تو سر بازی به سر می برم تا ۲ ماه دیگه شاید زود تر

ارومیه

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
حرف خدا دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 13:16

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي

گفت؟

گفت: جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي

شكنند، نكنه غصه بخوري

من همه جا با تو هستم. تو تنها نيستي .....

توي كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري

قلب ميزارم كه جا بدي

اشك ميدم كه همراهيت كنه

و مرگ كه بدوني برميگردي پيشم.

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
سخته اره سخته که ... دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 12:55

خيلي سخته که بغض داشته باشي

، اما نخواي کسي بفهمه ...

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...

 خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ...

 خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...

خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ...

خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه  نمي خوامت

                                                            این برای تو هست بخون

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
این رو بفهم دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 12:52

دست خودم نیست

اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ،
و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی

دست خودم نیست ...                                     با تو هستم گوش کن

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
خدای مهربان من! دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 11:32

            

                                             الهی به داده و نداده ات شکر

                                                  که داده ات نعمت است

                                                     و نداده ات حکمت

به یاد داشته باش

تعجب نکنین شاید عکس هم بزارم اولین عکس

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
بستنی دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 11:22

پسر بچه ای وارد یک بستنی فروشی شد و پشت میز نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: ((یک بستنی میوه ای چند است؟)) پیشخدمت پاسخ داد: ((۵۰ سنت)). پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید: (( یک بستنی ساده چند است؟))

در همین حال، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند. پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: ((۳۵ سنت)). پسر بچه دوباره سکه هایش را شمرد و گفت: ((لطفا یک بستنی ساده.)) پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت. پسرنیز پس از خوردن بستنی، پول را به صندوق پرداخت و رفت.

وقتی پیشخدمت بازگشت، از آنچه دید، حیرت کرد. آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، ۲سکه ۵ سنتی و ۵ سکه یک سنتی گذاشته شده بود- برای انعام پیشخدمت...

                                                                با تو هستم یاد بگیر متهیر باش

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
جمعه هجدهم آبان 1386 19:6
نمی گم که لینکم کنی
نمی گم که بهم سر بزنی
خود مختاری
می گم که بدونی می گم که نگی که دوست نداشت
می گم که بدونی جونش رو به پات می داد
می دونی چرا روش و بر گردوند؟
می دونی چرا هی چی نگفت ؟
می دونی چرا گذاشت و رفت ؟
نه نمی دونی اگه می دونستی
نمی گفتی رهام کرد و رفت
نمی گفتی  خیلی چیزا رو
اون نخواست تو با بودنش بیچاره بشی نخواست با بودنش تو رو نابود کنه نمی دونه که تو با نبودنش رنجوری
ولی بهتر که رفت ولی بهتر که رفت رفت تا چند روزی رنجور باشی
نموند کهبه پاش نابود بشی حالا هی تو بگو رفت هی بگو نامردی کرد هی بگو بی معرفته
هی بگو قدره تو رو نمی دونست
اون عاشقته................

                                                                                    به ياد تو

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
سيب جمعه هجدهم آبان 1386 18:58
http://www.kafeogheyanoos.blogfa.com/86064.aspx

سیب .خون .یادگاری

اشک .عشق .بوسه بازی

مرگ.رنگ.سفید

هم اتاقی.گیتار.برس به دادم

دل .سنگ.دوست

قلب.اتاق خالی.رگ بسته

دوست.یک چیز نایاب.کتاب

بوس.بچه.نوه

عشق.شدمنتها.بی کسی

خدا.عشق بازی.نماز

روزه .رسیدن به عشق .سختی

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
تمرين جمعه هجدهم آبان 1386 18:53
http://www.kafeogheyanoos.blogfa.com/

تمرين خط خطی کردن

بهترین دوست خدا

بدترین مرگ بی خدایی

زیباترین یار بیسواد

پرپیچ ترین راه زندگی

خنده دارترین حرف حرف های بی ربط

گریه دارترین حرف حرف جدایی

قشنگ ترین تنهایی ۹ ماهه در شکم مادر بودن

تلخ ترین حس خیانت

قشنگ ترین رنگ رنگ خدا

بزرگ ترین حرف دوستت دارم

سبک ترین حرف دوستت ندارم

بزرگ ترین کتاب قرآن

بزرگ ترین حس فروتنی

عشق گریه های فاطمه (س)

مهمترین کار فکر کردن

اولین حرفیهایی که یاد می گیریم مامان بابا

بزرگترین آرزو در بچگی بادبادک هواکردن

بزرگ ترین آرزو در پیری رسیدن به کمال

یادت باشه همه بدند تو خوبی

یک چیزی می گم تا تجربه نکنی باورت نمی شه : به هیچ کس اعتماد نکن.

سخت ترین کار در دنیا چیه ؟ در مقابل دوستت صداقت داشته باش .

مهمترین کاری که تا حالا انجام دادی ؟ شاید احترام به پدر و مادر بوده .

هر موقع هر کس سیلی زد تو گوشت طرف دیگر صورتت را هم نشان بده .

احساساتی ترین مرگ روی شانه عشقت مردن .

بهترین یادگاری بوی عطر تو

بلندترین صدا الله اکبر

بهترین لباس همانی که الآن پوشیدی یعنی لباس صداقت .

بزرگترین نامردی تو گوش کسی که دوسستت داره بگی من تو را دوست ندارم .

در انجام تصمیم همیشه صبر داشته باش

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
اشتباهاتم جمعه هجدهم آبان 1386 18:43
اشتباهاتم را نمی زنم چون با ثانیه ثانیه آنها خاطره دارم

اشتباهاتم را از یاد نمیبرم چون برای آنها از خود گذشتم

اشتباهاتم را دور نمیریزم جون به آنها دل بستم

اشتباهاتم را نمی زنم چون برای بدست آوردنشان ضربه ها دیدم

اشتباهاتم را نمیشکنم چون مثل چشمانم برای زندگی لازم است

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
خداي ... جمعه هجدهم آبان 1386 18:42
الهی از عمر من بکاه

                            اما عذر نخواه

الهی عذر مرا بپذیر

                         بر ما عیب مگیر

الهی ترسانم از بدی خود

                          بیامرز  مرا به خوبی خود

میدانید انسان ها چقدر مقام و مرتبه بالایی دارند که

خالق آنها خداوند سدتار بوده

میدانید خدا چقدر بزرگ است

آن قدری که وقتی تو او را فراموش می کنی او و به یادت هست

اونقدر فروتن که چیزی که خودش آفریده مثل خاک رو زیر پای آدما ریخته

آیا تو چیزی که می آفرینی مزاری لگدش کنن

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
جمعه هجدهم آبان 1386 18:20

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده است.

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار  در  بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ ده سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!

چه اتفاقی افتاده؟

مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.

چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.

متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.

تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!

مرد شدیدا منقلب شد.

ده سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!

اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حدی می

 توانیم عاشق شویم اگر سعی کنی

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
افسرده ام جمعه هجدهم آبان 1386 18:5

بی گمان آن شب که دنیا آمدم آسمان هم مثل من افسرده بود .

 

ماه در اوج یأس وتیرگی، گل نبود وبرگ نیز پژمرده بود.

 

چشم های پر زاشکم را ببین وارث دلتنگی و افسردگی است.

 

خوب می دانم که روزمرگ من،بازهم ابرآسمان خواهد گریست.

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
جمعه هجدهم آبان 1386 18:2

پرسيد می‌دونی بلبل و پروانه چه فرقی دارند؟

گفتم هر دو عاشقند!

گفت بلبل عشقش رو فرياد می‌کنه، داد می‌زنه که عاشقه

و وقتی گل پر پر شد می‌ره سراغ يه گل ديگه

اما پروانه...

دور معشوق می‌چرخه و می‌گرده و می‌سوزه و

هيچی نمی‌گه...

 و تو...! بلبلی يا پروانه؟

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
داستان؟ جمعه هجدهم آبان 1386 17:59
مي دوني ؟


يه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن


تو باشي منم باشم


کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفيد..تو منو بغل کردي که نترسم که سردم نشه نلرزم


مي دوني ؟


تو منو بغل کردي طوري که تکيه دادي به ديوار پاهاتم دراز کردي...منم اومدم نشستم جلوت

بهت تکيه دادم دو تا دستاتو دور من حلقه کردي بهت ميگم چشماتو مي بندي؟...مي گي : آره

چشماتو مي بندي بهت مي گم : قصه مي گي تو گوشم ؟
مي گي : آره


و شروع مي کني به قصه گفتن تو گوشم


آروم آروم.......قصه مي گي


يک عالمه قصه بلندو طولاني که هيچ وقت تموم نمي شه


مي دوني ؟


مي خوام رگمو بزنم


چون دست چپ...يه حرکت سريع.. يه جمله ي عميق بلدي ؟


نه واي !!! تو که نمي بيني


و نمي دوني که مي خوام رگمو بزنم


تو چشماتو بستي نمي بيني .....


من تيغ و از جيبم در ميارم.... نمي بيني که سريع مي برم نمي بيني که خون فواره مي کنه...

 روي سنگ هاي سفيد و  نمي بيني که دستم مي سوزه من لبمو گاز مي گيرم که نگم : آخ که

 تو چشماتو باز نکني و منو نبيني تو داري قصه مي گي و هيچ چيز رو نمي بيني من دارم

دستمو نگاه ميکنم  دست چپمو.....خون ازش مياد


مي دو ني ؟


دستمو مي ذارم رو زانوهام خون از روي زانوهام مي ريزه کف سنگها مسيرش نگه.....حيف

که چشمات بسته است


نمي بيني .....


تو بغلم کردي نمي بيني که سردم شده محکمتر بغلم مي کني تا گرمم شه مي بيني که نا منظم

 نفس مي کشم تو دلت مي گي آخي............


نفسم گرفت.. مي بيني ولي محکم تر بغلم مي کني سردتر مي شم ...مي بيني که ديگه نفس

نمي کشم چشماتو باز مي کني و مي بيني من مردم .. مي دوني ؟


مي ترسم خودمو بکشم از سرد شدن... از اين هايي که مردن... از خون ديدن ولي وقتي بغلم

کردي ديگه نترسيدم مردن خوب بود آروم آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ...گريه کن


من ديگه نيستم که ببوسمت.....بگم خوشکل شدي


تو خيلي گريه مي کني


دلم مي شکنه ... دلم نا زکه... نشکونش


باشه ؟


من مردم ولي تو باورت نمي شه
تکونم مي دي که بيدار شم
فکر مي کني مثل هميشه قصه گفتي و من خوابيدم
مي بيني نفس نمي کشم ....ولي بازم باور نمي کني
اونقدر محکم بغلم مي کني که گرمم شه... اما فايده نداره
من مر دم ... ولي براي تو زنده ام
پس هر شب به اين باغ بيا .... ولي گريه نکن
مي خوام يه چيزي بهت بگم مي دوني ؟
دوستت دارم

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
مسافرم جمعه هجدهم آبان 1386 17:9

قسمت نشد ببينمت

 

قسمت نشد بمونم ووو .....

 

گفتن اگه ببينمت دل كندنم سخت برات

 

اگه يوقت بگي نرو.............

 

گفتم صدات و نشنوم نديده از پيشت برم

 

پشت سرم زارييييييي نكن

 

بكي بگم مساففففففففففففرم

 

من ميرم ولي باز تو بدوووووون

 هميشه ياد تووووووو

از خاطر من فراموش نمييييشه

گله من خوب مي دوني بي تووووووووووو

 تك و تنهام عزيزززم

 

اگه تو نباشي ميميرم

 

نامه رو تا تهش بخون

گريه نكن طاقت بيار

اشكات و پاك كن عزيزم

سر روي ..... بزار

 

باور نكن يه بي وفام

ناااااااااااااااااامه مي زارم و ميرم

 

نه گل من خدا نخواست به تو بگم مسافرم

سهمه من از تو دوووووري

 

تو لحظه هاي بي كسي

 

قشنگي قسمت ماست كه ما به هم نمي رسيييييم

 

من ميرم ولي باز تو بدون هميشه ياد تو از خاطر من فراموش نميشه

گل من خوب مي دوني بي تو تك و تنهام عزيزم اگه تو نباشي مييميرم

 

هميشه زنده ميمونم با ياد تو ترانه هام

من و ببخش اگه بازم اشكام چكيد رو نامه هام

ديگه تموم شد فرصتم

خاطه هام پيشت باشه

تموم حاطرات خوش

خدااااااا نگه دارت باشه

عزيييييييييييييييزم

                                                         مسافرم

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
تنگه دلم برای تو جمعه هجدهم آبان 1386 16:46

تنگه دلم براي تو

حسرته پاره ي تنم

حالا نيستي شبا اسم تو

مي نويسم خط مي زنم

وقتي تو كوچه بهار قدم زنون تنها ميرم

وقتي تو پارك تو نيمكتا تنهايي آروم مي گيرم

دلم برات تنگ نميشه تو رو كنارم ميبينم

دقيقه ها دقيق شدن ثانيه ها نمي گذرن

هر روز تو نيستي و غم ها به من سر مي زنن

كاشكي  مي شد ببينمت بگم دلم تنگه برات

ببببببببببببدجوري تنها مووووووووووندموووووو و ......

زخم زبوووووووووونم مي زنن

من و تو افسانه بوديم

فرقمون خلاصه اينجاست كه تو من و هيچ وقت نخواستي

وقتي تو كوچه بهار قدم زنون تنها ميرم

وقتي تو پارك تو نيمكتا تنهايي آروم مي گيرم

دلم برات تنگ نميشه تو رو كنارم ميبينم

                                                                               به یاد توو

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
حس غریب جمعه هجدهم آبان 1386 16:43

مي دونم مي دووووووووونم همه مي گن

مي دونم

قول مي دم وقتي كه نيستي عكست و بقل نگيرم

قول مي دم روزي هزار بار واسه اشكات نميرم

قول مي دم وقتي كه نيستي پايه عشقه تو نسوزم

قول مي دم در انتظارت چشمام و به در ندوزم

مي دوني كه خيلي خستم

مي دوني دلم گرفته

مي دوني دوريت عذابه

مي دوني گريم گرفته

مي دونم بر نمي گردي

مي دونم رفتي كه رفتي

دروغ بود هر چي مي گفتي

مي دوووونم

هميشه تو مهربوووني

واسه اين قلب شكسته

واسه اين حس غريبم كه فقط دل به تو بسته

بيا برگرد اگه قلبم تو رو از خونه نرونده

ديگه از آخره قسه حتي يه لحظه نمونده

                                                               به یاد تو

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
میمیرم برات دوشنبه چهاردهم آبان 1386 15:28

ميميرم برات

نميدونستي ميمرم بي تووووووووووووو بدونه چشات

رفتي از برم نمي دونستي دلم وصله به سازه صدات

آرزومه كه مي دونستي من ميميرم برات

ميميرم

عاشقم هنوز

نمي خواستي كه بموني و بسوزي بسازي به سازه دلم

گفتي كه من ميييييييييرم

نمي خواستي بري تا فردا ها گل خوشگلم

برو راهي نيست تا فردا ها از آب و گلم

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
از عاشقی می خونی دوشنبه چهاردهم آبان 1386 15:22

گیرم بازم بیای از عاشقی بخونی

گیرم تا دنیا دنیاست بخوای پیشم بمونی

روز غمممممممممممم نبودی خوشیت با دیگرون بود

من رو به کی فروختی اون از ما بهترون بود

گیرم بازم بیای از عاشقی بخونی گیرم تا دنیا دنیاست بخوای پیشم بمونی

اووووووووون از ما بهترون بووووووووووووووووود

میای بیا ولی حیف حیف دیگه خیلی دیره

حالا که خاطراتت یکی یکی میمیره

کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم

ولی می گم بازم بدونی منم خدائی دارم

برگشتی اما انگار تو باختی تویه بازی

غرورتم شکستن به چیت داری مینازی

برگشتی اما انگار تو باختی تو بازی

غرورتم شکتن به چیت داری می نازی

روووووووووووزه غمم نبودی خوشیت با دیگروووووووووون بود  ما رووووووووووو به کی فروختی

اوووووووووووووووون از ما بهترووووووون بود

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
بازگشت مرد تنها جمعه بیست و سوم شهریور 1386 20:59

دوباره دارم بر می گردم

فقط به خاطره تو

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
هستی رو باختیم چهارشنبه ششم تیر 1386 14:15

کو خوبی کدوم مهر ما که چیزی ندیدیم

 از این دنیا شیرین فقط سختی کشیدیم

کدوم بخت کدوم شانس ما که شانسی نداریم

 پشت سر هم همش غیبت میاریم

ما خونه جگر خوردیم و سوختیم و ساختیم

به جرم زنده بودن همه هستی رو باختیم

آخه از تو چه پنهون دلم دست خودم نیست

 دیگه این چشم اون چشی که ..... شدم نیست

 

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
نه چهارشنبه ششم تیر 1386 12:5

هیچ وقت نمی تونم بهت بگم نه

همیشه هر چی تو می گی همونه

اما می ترسم من از اون روزی که

بری و خوبی هام یادت نمونه

با جون و دل حرفات و می پذیرم

هنوز نمی دونی برات می میرم

بگی بمون کنار تو می مونم

بگی برو از همه زود تر میرم

هیچ وقت نمی تونم بهت بگم نه

یه ...... حلقه به گوش می خواستی

در به در و خونه به دوش می خواستی

همون شدم که دنبالش می گشتی

همون شدم این دفه راستی راستی

یه لحظه هم شک به دلت راه نده این همه بد گمونی خیلی بده

امشب دوباره این دل ..... به خاطرت به سیم آخر زده

هیچ وقت نمی تونم بهت بگم نه

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
دلم تنگه برات چهارشنبه ششم تیر 1386 11:55

دنیا هزار رنگ برات چقدر دلم تنگ برات

با دل و جون داد می زنم دلم زیر سنگ برات

چشای قشنگ تو دل من و می لرزونه

ندیدنت حتی یه روز چقدر من و می ترسونه

با دیدنت آبی می شم رنگ خود دریا می شم

بدون اگه یه روز یه .... تنها می شم

تو رویا ها خندیدنت حتی یه روز ندیدنت قشنگه چون حس می کنم فردا بازم می بینمت

من می دونم اومدنت یه هدیه از اون بالا هاست

تو رو خدا بهم نگو قصه ما از هم جداست

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
من چی کشیدم چهارشنبه ششم تیر 1386 11:42

تو نمی دونی من چی کشیدم

وقتی که گفتی تو رو نمی خوام

باور ندارم که دیگه نیستی

حالا تو رفتی من اینجا تنهام

یه شوخی بود و یه قصه تلخ

وقتی که گفتی که تو رو نمی خوام

خیال می کردم می خوای بترسم

شاید هنوزم باور نکردم

چشمای گریون دستای خسته

دوری چشمات من شکسته

رنگ اون چشات چشای سیات

زد زیر دلت دستام و بسته

شاید یه حسود چشممون زده

بگو کی ما رو تنهایی دیده

ولی می دونم   تو آسمونم   قصه ما رو   یکی شنیده

تو باور نکن هر کی بهت گفت

پیشت می مونم پیشت می مونم

باور ندارم که دیگه نیستی

تا ته دنیا از تو می خونم

چشمای گریون دستای خسته

دوری چشمات من شکسته

رنگ اون چشات چشای سیات

زنجیر دلت دستام و بسته 

تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی

تو رو نمی خوام

باور ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام

چشمای گریون دستای خسته

دوری چشمات من شکسته

رنگ اون چشات چشای سیات

زنجیر دلت دستام رو بسته

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
برای تو چهارشنبه ششم تیر 1386 10:57

when i hear your lovly voice, my soul get beautiful.so dont allow that your voice was heerd by every one. my darling when i see your face i can can remember the god's power.he gives you a lot of happiness and fortune. so have a hard duty(task) in this world. dont allow to every one to see your lovly and nice face and get you easily. you always make sense out of me. my angle(mircale) take you alot of care. and it is better to know that i always think you. and i ADORE you

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
اعتراف یه هر چی می خواین بزارین یکشنبه سوم تیر 1386 17:22
..........................................................................................................

خط  اول نمی دونم

..................................................................

خط دوم دوست داشتن به معنای واقعی اره میشه ولی مقابلت باید باور کنه

...........................................................................................................................

این خط یعنی دیوونه می شم چرا نمی خواد باور کنه

...............................................................................................

این خطم می گم ادم این همه مهربون می شه با بعضی کاراش نا خواسته باعث نارراحتیت بشه

.............................

اره نمی خوام اشکام ببینه

.....................................................................

نباید بفهمه کاش می شد جای دیگه بنویسم  

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
ادعاست نه اشتباست اگر ادعاست پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 14:6

اگر این حرفا ادعاست اگر حرف دل ادعاست اگر بعضی وقت ها از درد غم

گفتن ادعاست اگر هزیون گفتن ادعاست اگر خالی کردن ادعاست اگر شاد

 بودن برای تو دلیل شاد بودن است  ادعاست اگر نالیدن ادعاست اگر اگر اگر

 پس من می گم این حرفام همه اشتباست ما ببخش که ندونسته حرفی

 می زدم یا چیزی می گفتم دستتون درد نکنه که زود تر به من گفتین چون

 من از ادعا اصلا خوشم نمیاد تشکر تشکر

نوشته شده توسط مقداد 09359312070 | عنوان: | لينک ثابت |
لينک باكس آریا
 

من يك به دنبال با سن با كد شهر
تا

SAEEDSSS.BLOGFA.COM